تبليغاتX
Strangers in the Night

Strangers in the Night

دو غریبه در شب (يادداشت های يك هنرجو)

Truth Hurts

                                       

    اگر ازدواج کنیم، خوشبخت نخواهیم بود و اگر ازدواج نکنیم باز خوشبخت نخواهیم بود. چه در عزلت و چه در اجتماع ناراحتیم؛ مانند خارپشتانی هستیم که برای گرم شدن به هم می چسبند، اگر به هم بچسبند نیش خارشان به تن هم فرو می رود و اگر جدا شوند زسرما رنج خواهند برد.

شوپنهاور

تاریخ فلسفه، ویل دورانت،‌ ترجمه عباس زریاب خویی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/19ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط جواد رهبر  | 

دریغا عشق که شد و بازنیامد

 

من، تو

 

به کلیشه ها خو کرده ام.

"تو رفتی،‌ من تنها ماندم.

می توانستیم ما شویم، من و تو!"

می بینی،‌ جز کلیشه ها هیچ ندارم

برای بیان احساساتم.  

  من، تو 

Me, You

 

I’m used to clichés.

“You gone, I alone.

We could make it happen, me and you!”

See, I know nothing but clichés

To express myself.

 

Javad Rahabr  

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/03ساعت 5:30 قبل از ظهر  توسط جواد رهبر  |