برف اول
اما قبل از "برف اول"
یادداشتی کوتاه درباره "فیلم خانواده سیمپسون" در سایت سینمای ما

در کنار شیرین ترین خانواده دنیا!
برف اول
چند شب پیش بود که باز هم غافلگیرم کرد. برف اول را می گویم. همیشه کارش همین بوده است. وقتی اصلا انتظارش را ندارم ناگهان خودش را بر سر و روی ام می زند. همان شب در اداره روبروی کامپیوتر نشسته بودم و شعری از لوئیز گلیک می خواندم به نام "برف اول." فکرش را نمی کردم که این قدر زود به استقبالم بیاید و سر تا پایم را سفید کند.

(برف اول/مری جی اسمیت)
برف اول
هم چون کودکی، زمین به خواب فرو می رود،
یا شاید هم مردم این طور می گویند.
زمین می گوید اما من خسته نیستم
و مادر می گوید شاید تو خسته نباشی اما من خسته ام —
در چهره اش خستگی موج می زند، این را هر کسی می تواند ببیند.
پس برف باید ببارد، خواب باید بیاید.
چون که مادر تا سر حد مرگ از زندگی خسته
و نیازمندِ سکوت است.
First Snow
by Louise Glück
Like a child, the earth’s going to sleep,
and needs silence.