در حال و هوای پاپ آرت های اندی وارهول و دیگر شاهکارهای عالم نقاشی

* شماره ۳۹۵ ماهنامه سینمایی فیلم منتشر شد؛ پرونده ای برای مورد عجیب بنجامین باتن/فارست گامپ. فهرست مطالب را اینجا ببینید.
قبل از این که به سراغ مطلب های دیگر بروید، حتما این شعر از برتولت برشت را با صدای بلند و با حفظ لحنش بخوانید؛ ادبیات یعنی این، ترجمه یعنی این...
نغمه یه عاشق
گاهی وختا که نیش تو وا می کنی و
منو می خندونی،
با خودم فکر می کنم:
حالاست که می تونم بمیرم
بعد از اون دیگه
تا آخر عمرم عاقبت به خیر می شم.
وختی که پیر بشی و
به من فکر کنی
مث همین امروز منو می بینی
و تو عشقکی داری
که هنوز جوونِ جوونه.
ب. ب.، ترجمه علی عبداللهی، عاشقانه های آلمانی، انتشارات مروارید.
-1-
نشسته ام پشت کامپیوتر تا برای وبلاگم بنویسم. کارهایم را گذاشتم روی حالت استند بای، چون باید برای خودم هم وقت بگذارم و بنویسم.
روزهای آخر اردیبهشت است و ماهی که گذشت پر از رویدادهای سخت و نفس گیر بود. حالا خرداد هم به همین ترتیب خواهد بود. یکی از کارهای مهم در خرداد ماه ماجرایی است که خبرش را می توانید اینجا بخوانید: تماشای پاپ آرت های اندی وارهول تنها بخش کوچکی از این بزم بصری است.
از قرار معلوم، پرونده فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» هم اول خرداد در ماهنامه سینمایی فیلم منتشر خواهد شد و این که باید بر روی پرونده های «مردی روی سیم» و «مترسک» هم کار کنم که هر دو در کنار هم می شوند همان پروژه مطبوعاتی عمرم.
-2-

کارها که زیاد است، پس بی خیال آنها. برایتان چند تا نقل قول از اسکار وایلد آورده ام:
«یک مرد می تواند با هر زنی شاد و خوشبخت باشد، البته به شرط آن که او را دوست نداشته باشد.»
«باید از بحث و جدل پرهیز کرد؛ همیشه زننده و اغلب متقاعد کننده اند.»
« همیشه دوست دارم همه چیز را درباره دوستان جدیدم بدانم و هیچ چیز از قدیمی ها نفهمم.»
«اگر می خواهی حقیقت را به مردم بگویی، بخندانشان، وگرنه تو را خواهند کشت.»
«نصیحت کردن همیشه کار احمقانه ای است اما خوب نصیحت کردن کار مهلکی است.»
-3-
مدتها پیش بخش کوچکی از ترانه «دوری از من» (Far From Me) از گروه «نیک کیو اند دِ بد سیدز» را در گوشه ای ترجمه کرده بودم؛ حالا اینجا می آورم آن را.
تو گفتی در کنارم می مانی
در گذر از فراز و نشیب ها
این عین گفته هایت بود
ای رفیق روزهای خوشی
تو معشوق شیر دل من
با احساس اولین خطر شتابان به آغوش مادر گریختی
این همه دوری از من
دوری از من
شناور در دریای تهی و خالی از ماهی ات
دوری از من
دوری از من
You told me you'd stick by me
Through the thick and through the thin
Those were your very words
My fair-weather friend
You were my brave-hearted lover
At the first taste of trouble went running back to mother
So far from me
Far from me
Suspended in your bleak and fishless sea
Far from me
Far from me
-4-
نامه ای است که به اشتباه به چارلی چاپلین نسبتش می دهند؛ این اصلا مهم نیست که کی آن را نوشته – شما بخوانید روزنامه نگاری قدیمی – مهم این است که همیشه نکته های ساده ولی عمیقی در آن است به خصوص این بخش آن: «تا وقتی قلب عریان كسی را ندیدی، بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای كسی كه معنی نگاهت را نمی فهمد، گریان مكن. قلبت را خالی نگه دار، اگر هم یک روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی، سعی كن كه فقط یك نفر باشد، به او بگو كه تو را بیش تر از خودم و كمتر از خدایم دوست دارم.»
-5-
روزنوشت هایم را مرتب به روز می کنم؛ اگر هر دو جا را بخوانید به یادداشت های یکسان برخواهید خورد اما مطمئن باشید چیزهای تازه در هر دو طرف – وبلاگ و روزنوشت – پیدا خواهید کرد.
-6-
این یکی از چیزهای بامزه ای است که مدتها پیش دیده بودم و حالا آن را با شما تقسیم می کنم.

بعدی را باور کنید که از این مدل آدم ها در همین دور و بر ما فراوان هستند؛ آن هایی که... در کاریکاتور ببینید. فقط می توانید حدس بزنید زندگی با چنین آدم هایی چقدر می تواند مشمئزکننده باشد.

%20House%20of%20Small%20Cubes%20-%20Roozneveshte%20Javad%20Rahbar.jpg)

